امیرعلی و روزهای شیرین 4 سالگی

سلام دوستان گل، ما اومدیم فکر کنم یه 5 ،6 ماهی این دورو ورا پیدامون نشده بود .خوب علتهای مختلفی  داشت از قبیل وقت کم ، دل و دماغ کمتر و  انگیزه کمتر تر به هر حال حالا اومدیم سر و مر وگنده (اولین بار این کلمه رو تایپ می کنم نمی دونم درسته یا نه) اعلام وجود می نماییم .
مهمترین عامل ترغیب کننده من در نگاشتن این پست

                          "تولد امیر علی کوچولوی مامانی"

آره فکرشو بکن پسر ناز و خوشگل من 3 ساله شد به همین سادگی، به همین خوشمزگی پودر کیک  ... ا نه ببخشید اشتباه شد.
همین دیگه 3 سال گذشت دچار یه حالت پادوکس شدید شدم  شادی و دلتنگی با همدیگه هیچ وقت یادم نمی آد که از روز تولد و جشن تولد و کادوی تولد و سایر امورات و متعلقات تولد خوشم اومده باشه آخه دیگه پیر شدن و درب داغون شدن  جشن وشادی داره حالا درست این تولد امیر علی منه و حالا حالا ها با پیر شدن فاصله داره اما خوب یاد من می ندازه و به رخم می کشه که چقدر الکی  3 سال پیر تر شدم.
این روزا به امیرعلی که نگاه می کنم خدا رو از ته قلبم و با تمام وجودم شکر می کنم خیلی خالصانه ، این گل پسر من روز به روز نازترو شیرین زبون تر و دلبرتر می شه.
انقده حرفهای قلمبه سلمبه می زنه، یاد گرفته تمام توصیه ها و نصایحمونو به خودمون برگردونه اونم با چاشنی یه ژست خیرخواهانه. 
 روزی چندین و چند بار جمله معروفشو تکرار می کنه "مامان خیلی خیلی دوست دارم" یا اگه من بهش بگم دوست دارم اونم می گه " اشتتم (عاشقتم) "انقده با مزه این کلمه رو می گه که من از خوشی ضعف میکنم.

راستی یه چیز دیگه الان بیشتر از همیشه احساس می کنم که امیر علی نیاز به یه همبازی داره یه بچه همسن و سال خودش یا یه خورده بزرگتر کوچکتر ، چون واقعا من و باباش دیگه نمی تونیم و وقتشو نداریم که بخوایم پا به پاش بدوییم و سرگرمش کنیم  اگه کسی از دوستان این مشکلو داره بگه چه جوری حلش کرده و پیشنهاد برای سرگرم کردن بیش از پیش بچه چیه البته سرگرم کردن سازنده نه فقط کارتون گذاشتن و  فیلم و اینا.
تو این سه سال مثل تمام 3 سال تما م زندگی آدمها خوشی ها و ناخوشیها داشتیم اما خوبیش این بود که تلخترین ناخوشیها هم با یک لبخند دلنشین امیرعلی برایمان محو می شد.
واقعا دنیای بچه ها خیلی پاک و ساده است خیلی ، عاری از هر آلودگی و لکه ای واقعا دنیایشان غبطه خوردن دارد.
پسر نازنینم از خدای بزرگ می خوام که عمر باعزت و سربلندی و سلامتی  بهت بده و حس مفید بودن و سازنده بودن همیشه همراهت باشه .

دیشب یه جشن خیلی مختصر سه نفره گرفتیم یه کیک کوچولو با شمع سه سالگی، امیر علی عاشق فوت کردن شمع رو کیکیه. کادو شم موند برا بعد که وقت کنیم بریم خرید اگه بشه میخوایم یه ماشین شارژی براش بخریم رانندگی با این ماشینارو خیلی دوست داره پسرم ماشاالله دست فرمونش حرف نداره (چقدر تعریف کردم نه) خوب اگه کسی از دوستان مارک و برند خاصی از این ماشینا سراغ داره معرفی کنه لطفاً.


من و بابات عاشقتیم و همیشه دعاگوی تو.
خدایا خودت نگهدار همه کوچولوهای ما باش.

 

/ 3 نظر / 42 بازدید
خاله افسانه

امير علي جان تولدت مبارك ان شاء... كه صد سال زنده باشي و زير سايه پدر و مادر عمر با عزت داشته باشي . به اميد روزهاي خوب براي همه بچه ها .

حسام

سلام سلام 100 تا سلام به مامان امیرعلی گل !ابجی بزرگه من دیگه [قلب] الان اولین باری هست میام وبلاگ تو !!! کلا فقط می تونم یه چیز بگم واقعا عاشق هستی اونم بچه خودت ! امیدوارم این عشق توی وجود تو هیچ وقت کم نشه و بلکه بیشتر هم بشه قربون هرچی مادر هست من برم مخصوصا مامان خودم ![ماچ] وبت زیباست امیدوارم خدا برات امیر رو نگه داره ! به قول ما بندری ها امیرو رو سیت نگه داره ![نیشخند] خوشت امدش بندری حرفیدم ؟ راستی خوشحال میشم یه ایمیل از تو ببینم توی باکس ایمیلی خودم ! ایمیلم رو دادم امدی حتما یه ایمیل بده مامان !

ایناز

واقعا امیر علی زیبا و دست داشتنی است امیدوارم زیر سایه پدر ومادرش زندگی کند ومن خارج از کشور هستم ونمی توانم او را ببینم