نوروز 87 نوش جون همگی

سلام
 به احتمال زیاد این آخرین پست من قبل از آغاز سال جدید است،  فردا عصر من و امیرعلی و بابا جونش با همدیگه میریم تعطیلات خونه پدربزگ مادبزرگا.
خاله امیرعلی هم فردا صبح میرسه ایندفعه عمو محمد هم همراهشه، عمو محمد عشق امیرعلیه خیلی همدیگه رو دوست دارن.
کلی واسه امیر علی لباس عید خریدیم تازه علاوه بر عید ما یه عروسی هم داریم، عروسی  عمه امیرعلی.
این روزا با این که از اومدن سال نو خوشحالم ولی ته دلم غم رفتن یک سال دیگه از عمرمو به شدت حس می کنم خوب سعی می کنم که بهش زیاد فکر نکنم وگرنه تعطیلات زهرمارم می شه.
خوب دیگه تعطیلات ما از فردا عصر شروع می شه تا جمعه هفته دیگه میدونم که خیلی سریع می گذره نمیدونم چه سریه که همیشه اوقات خوب آدم انقدر سریع می گذره.
از خدا می خوام که سال جدید پیام آور ‌سرزندگی،امید، سلامتی،مهرومحبت ،پاکی و تمام خوبیهایی باشه که بشریت بهش احتیاج داره و مدتهاست که فراموش شدند.
از خدای مهربون وخوبم که دیگه اینروزا خیلی کم سراغشو میگیرم و پاره ای اوقات یادم میره که اون هست و وقتی دارم امور زندگیمو برنامه ریزی می کنم می بینم وجودشو نادیده گرفتم می خوام که به من توفیق درکشو بده.
، خدایا ازت می خوام که تو تمام دنیا صلح برقرار بشه و تمام انسانها طعم واقعی آرامش و صلح را بچشند خدایا خیلی دوست دارم به همه کوچولوهامون و مامان باباهاشونم سلامتی بده و عمر باعزت.
نوروز بر همه مبارک باد.


 

308954881.jpg

308954880.jpg

308954879.jpg


/ 0 نظر / 13 بازدید