امیرعلی و غم فراق بابایی حسین

هفته گذشته بابایی امیر علی یه  چند روزی به خاطر عمل پاش  بستری شد تو بیمارستان سه شنبه شب بابا می خواست بره بیمارستان برا  بستری شدن  که چهارشنبه صبح عمل کنه من و امیرعلی هم قرار بود خونه تشریف داشته باشیم و از مشایعت و همراهی با ایشون بپرهیزیم.(البته به اصرار خود بابا و گرنه ما تو وفا و صفا و غمخواری و سایر مفاهیم و مضامین تو این مایه ها اندشیم)
خلاصه موقع رفتن بابا یک فیلم هندی داشتیم که نگو امیر علی از یک ساعت قبل که می دید بابا داره وسایل جمع می کنه و آماده مشه خوشحال و سرخوش که ما داریم می ریم بیرون اما چون می دید من آماده نمی شم همش این جمله رو تکرار می کرد : "ما داریم میریم بیرون اما مامانی نمی آد"
القصه همین که فهمید خبری نیست وباید خونه بمونه چنان نعره هایی میزد و آه هایی می کشید و ناله هایی می کرد که نگو دل سنگو آب می کرد. بالاخره عمل  بابا هم ار صبح 4 شنبه کشید به شب ساعت 9 و 4 شنبه هم ما اصلا بابا رو ندیدیم شبم که ساعت 1.5 از اتاق عمل اومد بیرون.

 بالاخره من موفق شدم 5 شنبه صبح برم دیدنش کلی امیر علی رو امیدوار کردم که داریم می ریم دیدن بابا و سر راه گل گرفتیم و خلاصه در بخش که رسیدم گفتن بچه رو نباید ببری داخل،  حالا دیگه اینکه باز امیر علی چه فیلمی در اورد بماند.
بالاخره بابا جمعه مرخص شد و امیر علی همین که بابا رو عصا به دست دید متعجب و نگران فقط نگاه می کرد .
حالا از اون روز امیرعلی خیلی از زانو بند و بانداژ پای باباش بدش می یاد همش اصرار دادره اینارو باز کن بیا با من بازی کن هر آینه هم بیم آن میرود که روی پای بابا سقوط کنه بس که دور و برش می پلکه و انگار تموم دنیا خلاصه شده تو پای عمل شده بابا و شعاع 10 سانتی اون از اونجا جم نمی خوره و بچم اصرار داره که همون جا دوچرخه سواری کنه و غذا بخوره و کله معلق بزنه و آکروبات بازی کنه و برقصه و ...
از اونروز هم کار من در اومده صبح بردن امیرعلی وعصر  اوردنش و  دیگه همه خرید بیرون و کار خونه افتاده با خودم.
دعا کنید زود پای بابایی خوب شه ما برگردیم به حالت نرمالمون.
امیرعلی روزهای نبود بابا  واقعا غصه می خورد شدید.

راستی یادم رفت

                " عید همه مبارک تعطیلات خوش بگذره"


امیرعلی بعد از سرقت یه بسته پاستیل در حال استتار خودشه.

/ 4 نظر / 44 بازدید
مامان نگار کوچولو

سلام سلام. انشاءالله هر چه زودتر باباي امير علي خوب خوب بشه و همه چي نرمال بشه.مامانش هم كلي وقت اضافه بياره.[شوخی]

مریم

ان شا’الله بابای امیرعلی زودتر خوب بشه و با امیر علی بازی کنه عزیزم همه کارای خونه افتاده گردنت می دونم سخته ولی بازم خدا رو شکر که مشکل جدی نیست[گل][گل]

لیلی مامان یونا

سلام خوبی خانومی؟امیر علی خوبه ؟ تو فکر بودم کدوم عید دیدم تاریخش قدیمیه کجایی پس مامانش وبلاگ گل پسر رو آپ کن [ماچ][بغل][ماچ][بغل][ماچ][بغل]